چاه مکن بهر کسی ، خسته میشی.
دیگ به دیگ چیزی نمی گه.
شلوار مرد که دو تا شد ، حال می کنه.
گر صبر کنی ، زیر پات علف سبز می شه.
صلاح مملکت خویش ، رئیس جمهور داند.
جوجه رو هروقت بشمری جیک جیک می کنه.
عیسی به کیش خود ، موسی به بندر عباس.
کوه به کوه می رسه ، میّت رو زمین نمی مونه.
آشپز که دوتا شد هیچ کدوم غذا درست نمی کنن.
پاتو از گلیمت درازتر نکن ، پات دراز می شه شلوار به پات کوتاه می شه.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390ساعت 1:8  توسط امید پ..
|

شاگردی از استادش پرسید: عشق چیست؟
استاد در جوابش گفت: به گندمزار می روی وپر خوشه ترین شاخه گندم را می آوری. اما در هنگام عبور از گندم زار به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی.
شاگرد به گندم زار رفت وپس از مدتی طولانی برگشت.
استاد پرسید: چه آوردی؟
شاگرد گفت: هیچ هرچه جلوتر می رفتم خوشه های پرپشت تر می دیدم به اُمید پیداکردن پرپْشت ترین تا انتها ی گندمزار رفتم.
استادگفت: عشق یعنی همین
شاگرد گفت: پس ازدواج چیست؟
استاد گفت: به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور اما به یادداشته باش که بازهم نمی توانی به عقب برگردی.
شاگرد رفت وپس از مدتی کوتاه با درختی برگشت.
استاد پرسید : چه کردی؟
شاگرد گفت: به جنگل رفتم واولین درخت بلندی را که دیدم انتخاب کردم ترسیدم که اگر جلو بروم بازهم دست خالی برگردم.
استاد گفت: ازدواج یعنی همین
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390ساعت 1:4  توسط امید پ..
|
+ نوشته شده در شنبه چهارم تیر 1390ساعت 18:11  توسط امید پ..
|
+ نوشته شده در دوشنبه ششم دی 1389ساعت 0:15  توسط امید پ..
|
سلام به همه اونائی که مارو یاد می کنند و یاد نمی کنند
فرقی نداره آخه من بیاد همتون هستم
و خواهم ماند
بیادتون هستم بیادم باشید
+ نوشته شده در یکشنبه نهم آبان 1389ساعت 23:37  توسط امید پ..
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 2:22  توسط امید پ..
|
به سلامتیِ به سلامتیِ درخت!
نه به خاطرِ ميوهش،
به خاطرِ سايهش.
به سلامتیِ ديوار!
نه به خاطرِ بلنديش،
واسه اينکه هيچوقت پشتِ آدم رو خالی
نميکنه.
به سلامتیِ همه اونايیکه
دوسشون داريم و نميدونن،
دوسمون دارن و نميدونيم.
به سلامتیِ نهنگ!
که گندهلات درياست.
به سلامتیِ ز نجير!
نه به خاطر اينکه درازه،
به خاطر اينکه به هم پيوستس.
به سلامتیِ خيار!
نه به خاطر «خ»ش،
فقط به خاطر «يار»ش.
به سلامتیِ شلغم!
نه به خاطر «شل»ش،
به خاطر
«غم»ش.
به سلامتیِ کرم خاکی!
نه به خاطر کرمبودنش،
به خاطر خاکیبودنش
به سلامتیِ پل عابر پياده!
که هم مردا از روش رد
ميشن هم نامردا!
به سلامتيِ برف!
که هم روش سفيده هم توش.
به سلامتيِ رودخونه!
که اونجا سنگای بزرگ هوای
سنگای کوچيکو
دارن.
میخوريم
به سلامتيِ گاو!
که نميگه من،
ميگه ما.
به سلامتيِ دريا!
که ماهی گنديدههاشو دور نمیريزه.
میخوريم به سلامتیِ اون که
هميشه راستشو ميگه.
به سلامتیِ سنگ
بزرگ دريا!
که سنگای ديگه رو میگيره دورش.
به سلامتیِ بيل!
که هرچه قدر بره تو خاک،
بازم برّاقترمیشه.
به سلامتیِ دريا!
که قربونياشو پس ميآره.
به سلامتیِ تابلوی ورود ممنوع!
که يهتنه يه اتوبان
روحريفه.
به سلامتیِ عقرب!
که به خاری تن نمیده
(عرض شود که عقرب وقتی تو آتیش میره و دورش همش آتيشه با نيشش خودش ميکُشه که کسی نالههاشو نشنوه)
به سلامتیِ سرنوشت!
که نميشه اونو از سر نوشت.
به سلامتیِ سيم خاردار!
که پشت و رو نداره
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1389ساعت 11:31  توسط امید پ..
|
سلام
به همه اونا که مارو قابل میدونند و تنهامون نمیزارنند
نمیدونم چطور تشکر کنم
دوستون دارم
امیدوارم همیشه موفق و ژیروز باشید
+ نوشته شده در شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 3:39  توسط امید پ..
|
دنیا همه هیچ است اهل دنیا همه هیچ
ای هیچ بهر هیچ این چنین مپیچ
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 2:42  توسط امید پ..
|


سلام به همتون
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 1:58  توسط امید پ..
|